|
دبیرستان,زنگ زبان فارسی معلم:خانمِ فلانی,شما بیا پای تخته... من:خانم این و میگین دیگه نه؟پاشو برو پا تخته با توءِ معلم:نه با خودتم پاشو بیا پای تابلو... من:با منی خانم؟؟؟ معلم:آره تو... کلاس:اّه پاشو برو دیگه من:چشم معلم:خب می خواهیم مرور درس هفته پیش را بکنیم, خانمِ...یک فعل شما بگو تا صرفش کنیم... من:کردن...!!! کلاس:انفجار خنده های بلند تمام بچه ها و شروع شدن لودگی و زبان درازی ها معلم :با چنان غیضی مرا نگاه میکند که انگار می خواهد وجودم دو نیم شود بعد با صدای کشدار و زنانه خود میگوید: برو کنار سطل آشغال و یک پایت را تا آخر زنگ بالا نگه دار...!!! من:مگر چه گفتم؟؟؟مگر کردن یک فعل نیست...؟؟؟ معلم:حرف اضافه نزن... یادمان باشد فعل کردن را از فعل ها حذف کنیم کردن فعل نیست,حرف اضافس...!!! پ.ن:من نیامدم که بمانم فقط آمدم کمی بازی کنم و بروم + چرك نويس شده توسط %كوچولوي جهنمي |
رفتم...!!! نبودم...!!! و باز هم نخواهم بود... فقط کمي دلتنگ بودم شايد براي اينجا... براي نوشتن و حرف مفت... . . انگشتام قرچ قرچ صدا ميده شايد واسه اينه که يه مدت ننوشتم... OoOoOo
+ چرك نويس شده توسط %كوچولوي جهنمي
میرم,نمیرم,میرم,نمیرم,مـــــیرم...!!! رفتم... پ.ن:می رم معلوم نیست تا کی یه مدت نیستم....از همه ی دوستای عزیزم که میان سر می زنن ممنون ببخشید که نتونستم بیام به وباتون ولی می دونم که مثل همیشه عالیه...... شما منو ول نکنین بیاین نظر بدین....بازم شرمنده + چرك نويس شده توسط %كوچولوي جهنمي
زير رگـــــــبار نگـــــــــــاهت دلــــم انگار زيرو رو شد تا نفس کشيدي انگار نفسم بريد تو سينه پ.ن:این شعرو از طرف خودم تقدیم میکنم به خودم... + چرك نويس شده توسط %كوچولوي جهنمي |
|