تا همیشه......
يكسا له که نیستی....
رفتی و رها شدی از این دنیا ی.....
هنوزم فراموش نشودی .....
هنوزم نبودنت رو باور نکردم ........
ولی می دونم راحت شدی.....
اونجا بهتره.........
بدون تو بودن سخت می گذره ......اما
دردمو به هیچکی نگفتم.......
همه فک کردن به نبودنت عادت کردم ولی از دلم خبر ندارن......
فقط بدون دلم برات خیلی تنگ شده خیلی...........
پ.ن: علی عزیزم انگار با رفتنت زندگی هم رفته مثل خودت که رفتی بهشت دلم بغض داره
خدا خر را آفرید و به او گفت: تو بار خواهی برد، از زمانی که تابش آفتاب آغاز می شود تا زمانی که تاریکی شب سر می رسد. و همواره بر پشت تو باری سنگین خواهد بود. و تو علف خواهی خورد و از عقل بی بهره خواهی بود و پنجاه سال عمر خواهی کرد و تو یک خر خواهی بود. خر به خداوند پاسخ داد: خداوندا! من می خواهم خر باشم، اما پنجاه سال برای خری همچون من عمری طولانی است. پس کاری کن فقط بیست سال زندگی کنم و خداوند آرزوی خر را برآورده کرد...
************ ********* ********* ********* ***
خدا سگ را آفرید و به او گفت: تو نگهبان خانه انسان خواهی بود و بهترین دوست و وفادارترین یار انسان
خواهی شد. تو غذایی را که به تو می دهند خواهی خورد و سی سال زندگی خواهی کرد. تو یک سگ
خواهی بود.
سگ به خداوند پاسخ داد: خداوندا! سی سال زندگی عمری طولانی است. کاری کن من فقط پانزده سال
عمر کنم و خداوند آرزوی سگ را برآورد...
************ ********* ********* ********* ***
خدا میمون را آفرید و به او گفت: و تو از این سو به آن سو و از این شاخه به آن شاخه خواهی پرید و برای
سرگرم کردن دیگران کارهای جالب انجام خواهی داد و بیست سال عمر خواهی کرد.و یک میمون خواهی
بود.
میمون به خداوند پاسخ داد: بیست سال عمری طولانی است، من می خواهم ده سال عمر کنم. و
خداوند آرزوی میمون را برآورده کرد.
************ ********* ********* ********* ***
و سرانجام خداوند انسان را آفرید و به او گفت: تو انسان هستی. تنها مخلوق هوشمند روی تمام سطح
کره زمین. تو می توانی از هوش خودت استفاده کنی و سروری همه موجودات را برعهده بگیری و بر تمام
جهان تسلط داشته باشی. و تو بیست سال عمر خواهی کرد.
انسان گفت: سرورم! گرچه من دوست دارم انسان باشم، اما بیست سال مدت کمی برای زندگی است.
آن سی سالی که خر نخواست ، آن پانزده سالی که سگ نخواست و آن ده سالی که میمون نخواست
زندگی کند، به من بده.
و خداوند آرزوی انسان را برآورده کرد...
و از آن زمان تا کنون انسان فقط بیست سال مثل انسان زندگی می کند…!!!
و پس از آن،ازدواج می کند و سی سال مثل خر کار می کند مثل خر زندگی می کند ، و مثل خر بار می
برد…!!!
و پس از اینکه فرزندانش بزرگ شدند، پانزده سال مثل سگ از خانه ای که در آن زندگی می کند،
نگهبانی می دهد و هرچه به او بدهند می خورد...!!!
و وقتی پیر شد، ده سال مثل میمون زندگی می کند؛ از خانه این پسرش به خانه آن دخترش می رود و
سعی می کند مثل میمون نوه هایش را سرگرم کند....!!!
و این بود همان زندگی که انسان از خدا خواست !!!
![]()
توجه
توجه![]()
پستای پایین ۳۸ تاست .
جالبه بخونین![]()
راستی نمی دونم چی شده من نمی تونم نظر بذارم می گه امکان درج نظر وجود ندارد یکی کمکم کنه![]()
خلاصه که الان می گم من خیلی آپیدم![]()
برین بخونین![]()
۱
آغوشت رو وا کن...
اسیر زندگی داره می یاد...!!

۲
هم اتاقی بی تو مثه تن سرما...
+سردمه..!!

۳
دلم صبحای پاک رو می خواد..
پشت یه پنجره ی باز به کوچه..

۴
سکوت من از رضایت نیست....!!
+از شکایت..!!

۵
سنگ صبور غم هام...
خیلی تنهام...

۶
پاییز رو دوست داری؟
PpOCco:فصل ساقه ی تنم..!!

۷
درخت زندگیمو کی نابود کرد؟!

۸
خدایا منو می بخشی...؟!

۹
این چیه؟
کی می دونه؟!

۱۰
سفید بودن راحت تره از سیاه بودن

۱۱
دیدی رفتی؟!
پس اول فکرکن...
PpOCco: باید...!!

۱۲
ذهن من خالی از معنی بودن..!!
+چرا؟!

۱۳
فریاد از فریاد کاران...

۱۴
اگه این بهار نیائی....
من ...!!
+کم خونی..
+برای خون بازی خوب نیست..!!

۱۵
گریه نمی کنم..
من ..؟!

۱۶
کما...!!
مرگ..!!
+ زندگی خون بار..

۱۷
دورم از تو..
اما با تو...

۱۸
سهم دل تنگ..

۱۹
سقوط..
نوعی زندگی..
+پس از مرگ..!!

۲۰
خال بکوب..
رقص مرگ را...
+دیوار دل..!!

۲۱
فواره های سربی..
گل یخ ...
+خون من..!!

۲۲
سطر خالی....
علامت تعجب....
کلی حرفه..!!

۲۳
دووم بیار ..
تومی تونی...!!

۲۴
واسه جنون..
من بسم..!!

۲۵
مثله یخ به نور...
+این منم..!!
۲۶
خدا منو می بینی؟

۲۷
ذهنم خونیه...
باید ازنو تمیزش کرد...
+خودکشی..!!

۲۸
و....
سقوط شروع زندگی...
+مرگ بر زندگی...!!

۲۹
داغت رو دلم می مونه تا همیشه.....
+علی....!!

۳۰
خون بازی...
بیا به رقص مردابی خون..

۳۱
عاشق پیشه..
درد به در..
+بی سرو پا

۳۲
دلیل خوبیست..
بی دلیلی..!!

۳۳
سنگه؟
شاید سنگ قلبه..!!

۳۴
زمیان انگشتانت مرا می نگری...
که چه؟!

۳۵
چشم گذاشتم...
+جا موند..!!

۳۶
خسته ام...

۳۷
شک کردم..
PpOCco: به کی؟
به کی نه..به چی...
به خودم..!!

۳۸
شب را فراموش کردی؟!
PpOCco: یادم نیست..!!

About Me
Today Links
Archive
link me
DESIGN BY