+ Calm down . Calm down , honey
- چرا ؟ چرا باید آروم باشم ؟ اصلا می خوام داد بزنم . به تو چه ؟ + آروم باش . چرا این قدر داغی ؟ چرا این قدر نا امیدی ؟ - به چی باید امیدوار باشم که نیستم ؟ + به زندگی . به زندگی به این قشنگی . - امیدواری الکی نده . من خر نیستم . + الکی نیست . اطرافتو ببین . ببین چقدر زندگی قشنگه . ببین که می تونی از لحظه لحظه اش لذت ببری ! - لذت ؟ لذت یا شهوت ؟جمله ات رو درست بگو . اصلا لذت یعنی چی ؟ + لذت یعنی اینکه لبخند بزنی . آروم باش ! - لبخند ؟ بازم لبخند ؟ حالم از هر چی خنده اس داره به هم می خوره . + چرا ؟ چون فکر می کنی خنده هات الکیه ؟ - فکر نمی کنم ! مطمئنم . چون اگه نخندم دیگه هیچ ابراز احساساتی ندارم . + ببین . پس خودتم می خوای زندگی کنی . ابراز احساسات داشتن یعنی برات مهمه که توی زندگیت برای بقیه خوب جلوه کنی . - بقیه ؟ آره . تو راست میگی ، برای بقیه . بقیه جزوشون ستاره هم حسابه ؟ + احمق ستاره رفت . مال تو نبود . اسمش هم ستاره نبود . فراموشش کن . این همه آدم دورته . می تونی بازم معنی عشق رو تجربه کنی . - عشق ؟ الان واسم خیلی بی معنیه . ولش کن . + باشه عشقو ولش می کنم اما تو آروم باش . - ولم کن . + آروم باش ! یعنی چی هی ولم کن ولش کن ؟! منم ولت کنم دیگه کی میشینه پای چرت و پرتات ؟ - کسی نشینه . به درک . مگه تا الان کی نشسته ؟ هر کی نشسته پشیمونه . + نه . منظورم این نبود . - . . . . . . . . . . . + جوابمو بده . - جوابتو بدم که چی بشه ؟ که نصیحتم کنی و بگی که خودکشی بده و من باید آدم باشم ؟؟؟ + نه اینا رو که یه بار گفتم . نمی خوام حرف تکراری بزنم . می خوام بگم زندگی شیرینه . تو که داری الکی می خندی ، خب ازش لذت هم ببر . - چه جوری ؟ پیش خودم بگم وای چه بد بختم ! بعد هر هر بزنم زیر خنده و لذت ببرم که شادم ؟ گمشو بابا ! + عوضی گوش کن یه لحظه . ـ چیه ؟ + این همه آدم رو ببین . خیلی هاشون از تو بد بخت ترن و دارن زندگیشون رو می کنن . چرا الکی می خوای خودتو خلاص کنی ؟ - چون اونا خدا دارن . به مهربونیه خداشون اعتقاد دارن . + خب خدای اونا خدای تو هم هست . - خدای من ماله خودمه . خدای من تنها کارش اینه که روز قیامت به من اشاره کنه و بگه این کیسه زباله رو بندازین تو جهنم . + خدای همه رحمانه . رحیمه . - ولم کن بابا . شدی معلم دینی یا آخوند بالا منبر ؟ + هیچ کدوم . فقط دارم سعی می کنم اون تیغ رو از تو دستت بندازم . - آخه لعنتی . بندازمش که چی بشه ؟ یه خطه و یه هفته رهایی و آرامش . + گناه داره به خدا . تو یه روانی ای . ـ آره . کی گفته نیستم ؟ من احمقم ، آشغالم ، روانیم . ولم کن بذار ببُرم . من که نمی تونم تا آخرش ببُرم فقط یه خط میندازم . + غلط کردم . منظورم اینه که این کار کمکی نمی کنه . - نمی کنه ؟ فعلاکه داره کمک می کنه . + خب بعدش چی ؟ - اگه یه روزی هم کمک نکرد ، راه های دیگه ای هم هست . گزینه های بد تری که شاید بتونن من ِ آشفته رو آروم کنن . تو که نمی خوای کاری کنی که زود تر امتحانشون کنم ؟ + تو یه کثافت روانی هستی . اصلا خفه شو برو هر غلطی که دلت می خواد بکن . - آهان . حالا خفه خون بگیر و طعم خون خودت رو بچش . درست مثل یه دیوونه ی واقعی . . . . . . پ.ن ۱ : تا حالا فیلم ارباب حلقه ها رو دیدی ؟ شخصیتی داره به نام گالوم که فکر می کنم خیلی شبیه منه . پ.ن ۲ : علامتای منفی خودمم و علامتای مثبت یه چیزی شبیه نفسمه . اون پُره انرژی مثبت و من پُر از منفی ! پ.ن۳:از این به بعد تو تمامه مطالب ستاره =علی....
آدمکی با صورت خندون رو به روم ایستاده
و داره زل زل نیگام می کنه
چقدر قیافش عجیبه .
چشمهاش دالانی بی انتهاست
اما لبخندش
تمام غم چشم هاش رو انکار می کنه
می دانم
می دانم که مسبب تمام بد بختی هام اوست
اوست که با هر قدمش باعث شده
تا به قعر چاه تاریک و ظلمانی بدبختی نزدیک تر شوم
اوست که با هر حرکتش
باعث تباهی زندگیم شده
بهش نگاه می کنم
بی خیالی صورتش اذیتم می کنه
دستم را مشت می کنم
می خوام بکوبم به صورت آشناش
عزمم را جذم می کنم
و با تمام کینه ی چندین ساله ام
مشتی حواله ی صورتش می کنم
.
.
.
.
.
.
تکه های آینه روی زمین ریخته
و با قطره های خون من در هم آمیخته .
.
.
.
اشک هایم باز هم نمی آیند .........


یه زمانی
شاید وقتی بچه بودم
می شستم پشت پیانوی زندگیم
نت ها رو پشت سر هم و به ترتیب می زدم
شاید بعضی وقتا یه اشکالات کوچیکی داشتم
اما در کل خوب می نواختم
خودم اینو اون موقع نمی فهمیدم
اون زمونا همیشه فکر می کردم
نت هام همه خرابن
اما خب بچه تر از این حرفا بودم که اهمیت بدم
می نواختم
ممتد و آرام
نمی دونم از حواس پرتی من بود
یا تقصیر کس دیگه بود
که یه روز
پنجره ی اتاق تنهاییم باز موند
و من غرق نت هام بودم
داشتم دنبال غلطاش می گشتم
نسیم اومد
باد وزید
طوفان شد
کوران شد
دست سرنوشت بود یا تقصیر باد بود
که یهو تمام برگه ها از جا بلند شدن و
کف اتاق پخش و پلا شدن
اتاق ، اتاق تنهاییم بود
خودم باید دُرُسشون می کردم
گرچه که اشتباه از من نبود
کاغذا رو برداشتم
به خیالم که همه چیز مرتبه
دوباره نشستم سر پیانوی زندگی و
شروع به زدن کردم
نه
اشتباه بود
تمام صفحه ها به هم ریخته بود
حتی چند صفحه رو هم باد با خودش برد
تمام نت های آشنا گم شده بودن
نت های لبخندم دیگه پیدا نشد
همین طور هم کاغذ های شادی
فکر کنم باد اونا رو با خودش برد
شاید هم سرنوشت بود
نمی دونم
ولی هرچی که بود
من بی تقصیر بودم
باید اینو فریاد می زدم
اما نمی شد
همه چیز به هم ریخته بود و
به نظر دیگران مقصر فقط خودم بودم
فقط خودم
و این حقیقت نداشت
تصمیم گرفتم دیگه نزنم
در پیانو رو بستم
نشستم یه گوشه و فقط نگاه کردم
و فکر کردم
شدم شبیه یه گیاه
بی صدا
بی حرکت
اما نمی شد
سکوت دائم اتاق آزارم می داد
دوباره شروع کردم
سعی کردم نت ها رو مرتب کنم
نشد
پس منم تمام اون نت ها و کاغد های در هم رو گذاشتم جلوم
و شروع به زدن کردم
بی معنا بود
مزخرف بود
اما از سکوت بهتر بود
پس ادامه دادم
هنوز هم گاه گاه یواشکی جای کاغذای اشتباه رو عوض می کنم اما
صدا همون صداست
پر از غلط
پر از بی معنایی
پر از پوچی
ولی ادامه دادم
معتادش بودم یا دوستش داشتم نمی دانم
فقط می دانم که نمی شود از نواختن دست بکشم
حالا هر چه قدر هم که صدا نا میزون باشد
پیانو کوک نباشد
یا دست های من خسته باشد
همیشه باید بزنم
تو هم می شنوی
این آهنگ زندگی من بود
و هست
و خواهد بود
اون کاغذای لبخند و شادی
هیچ وقت قرار نیست پیدا بشن
نسل امید در زندگیم منقرض شده
اما هنوز می زنم
بلند ، بلند
می شنوی .
حتما می شنوی
اگر می شنوی پس حکما صدایی هست برای شنیده شدن
گوش فرا ده
صدا هست
همیشه هست

About Me
Today Links
Archive
link me
DESIGN BY