تبليغاتX
† جهنم گمشده † - گرگ گله و چوپان دروغگو!

† جهنم گمشده †

اینجا قیامت نیست...!
 

این پست و واسه تو گذاشتم نمی دونم می یای و می خونیش یا نه...

با این پست می خواستم چند تا تیر و به نشون بزنم که امیدوارم موفق شده باشم.

welcome back!

 

دستم رو بردم طرف شیر دوش!

گردوندم سمت راست و زدمش بالا!

یهو عین تموم چیزایی که اون اولا که تازه فهمیده بودم تو چه جایی گیر کردم،

محکم با فشار!بدون هیچ گونه خبر دهی و کاملا بدون هماهنگی قبلی!آب سرد رو تنم ریخت!

از فرق سرم تا نوک پام یخ زد!

اصلا مهم نیست!

چند وقتیه که عادت کردم که همش تنم سرد بشه و فشارم باهاش بازی بشه!

زیر آب سرد مخ آدم منجمد میشه!اما شاید تو حالت انجماد و یخ بستگی

بتونم برسم به اون حقیقت!

به چیزی که میخوام!

حتی اگر خواب هم باشی جوری از خواب میپری که تا عمر داری

از هر چی خوابیدنه حالت بهم بخوره!

اوه..یاد حرف یه بنده خدایی افتادم!

اعتراض! بسه دیگه دختر تو چقد بد میگی!یه ذره هم خوبی های اطرافت رو ببین!

آهان ..ببخشید که حرف های دلمم باید از زیر فاکتور های نگاهتون رد بشه

و در عین بد بودن محکوم به برگشته!

از چی دلت میخواد بگم؟

از خوشگذرونی؟

از همون چیزی که تو و امثال تو ،توی بازی کردن با احساس بقیه میبینید؟

از این بگم!

آفرین..باشه میگم!

انقدر خوش میگذره!

تو بری سراغ یه دختر

که انقد بهش گفتن آب چیز بدیه که وقتی میبینه دست تو یه شیشه آی معدنیه!

با همون میگیره خودشو خفه میکنه!

بعد میفهمه که بله آب چیز بدیه!

اما به چه قیمتی!

تو براش میگی

حرفای قشنگ میزنی

میگی دوسش داری!

میگی میخوای بری خواستگاریش!

و اون تنها مثله یه حیوون چهارپا

دنبال تو داره میاد!

دنبال همون چوپون دروغگویی که

قراره دست آخر بسپردش دست گرگه سیاه!

نمیدونم چرا حس کردم یهو آب داغ شد!

حتی آب هم خسته شد...!

دیدی آب چه چیز بدیه!

پ.ن: خب پست و خوندی فهمیدی منظورم و؟ ولی هنوز شک دارم که فهمیده باشی .

کلی حرف واسه گفتن داشتم که اصلا یادم نمی آد می خواستم الان بهت بگم اما مثل اینکه اینجام

نمی شه ...

تو گله رو زخمی نمی کنی نابود می کنی تیکه تیکش می کنی و به فرض خودت داری بهشون کمک

می کنی

اون پيامي كه برام فرستادي اصلا منو آروم نكرد چون حرفاي تو رو خيليا ديگه هم زده بودن اما من خر

بودم كه فك مي كردم آدمي اما نبودي وقتي پيامت رسيد كلي بهت خنديدم آدمكاي دورو بره ما خوب

بلدن كاراي خودشون و بكنن حرفاشون و بزنن بدش بيان و ماست ماليش كنن...

ببين من نمي تونم به تو چيزي بگم چون اختيار زبونت و ندارم اما چشم بستن و دهن باز كردن كاريه كه

همه مي تونن بكنن و از همه مهم تر ماله ارازله...

تو مثل آدماي گرگ نما هستي كه وقتي ماه در مي آد چهره ي واقعي خودشون و نشون مي دن يه

چوپان درغگو که به همه دروغ مي گي حتي خودت

تو وقتي به گله مي زني گوسفندا رو زجر كش مي كني نه زخمي حرفايي كه مي زني جاش خوب

مي مونه ...

مطمئن باش ديگه حرفاي قشنگت خريدار نداره چون ...

اينقد دروغ گفتي كه الان اگه از كسي كمك بخواي باور نكنن دوستات كه مي شناسنت من ديگران و

مي گم

مي گن كافر همه را به كيشه خود پندارد واسه تو مي گن

من ممكنه بد باشم كه هستم و انكار نمي كنم ولي تو از من بدتري من اگه بد نبودم اسمه خودم و

نمي ذاشتم كوچولوي جهنمي

به چيزايي كه برام مي فرستادي كلي مي خنديدم اصلا تو بلدي از اين حرفان بزني؟ ادا شو

كه خوب  بلدی در بياري

بزرگترين توهين و تو داري به خودت مي كني براي تخليه خودت و به اصطلاح خودت آگاه كردن من جملات

و كلمات قشنگي رو استفاده نكردي نمي دونم اصلا مي ياي و اين پست و مي خوني يا نه ...

ولي خوب چيزايي به من ياد دادي ...

ممنون!!!!!!!!!!!!!!!

 




+ نوشته شده در ساعت توسط † كوچولوي جهنمي†