تبليغاتX
جهنم گمشده - بیرون تو از همین حالا اخراجی!!!!

جهنم گمشده

gO.....Out!

اینم دیگه شده عادت،بدون میل و شوقی،با قدم های محکم و تو خالیم،مثله همیشه با ظاهری

عجیب،تو راهروهای مدرسه قدم میزنم،این زنگ درس سختی داریم!درس عشق داریم! همگی پاس

میکنن واحدشو اما من همیشه با معلمشه سر لج و لجبازیم...

در کلاس رو باز کردم!هنوزم سرم بالاست..

شاید کمتر از یک دهم ثانیه همه جا ساکت شد،از دیدن ریخت و قیافه ی اون همه شاگرد که از داشتن

رتبه ی بالا تو این درس به خودشون پر و بال میدن حالم بد شد!

قدم به قدم..یواش تر از همیشه..پاهام منو بردن به قرارگاه مسکونیم..همون نیمکت خالی که انگار

طلسم شده ی منه!همون ته کلاس که جمعیت اصلا نداره! هی دختر..من آخر جدا افتاده هام!!

حالت نشستنم رو دوس دارم..یکی از زانوهام جمع می کنم بالا...اون یکی همونجوری

روی زمین کاشی شده..مثله همیشه ماژیک مشکیم رو بیرون میارم..

دارم دنبال جای خالی روی میز میگردم .چشمام از روی تموم سیاهی های روی نیمکت لیز میخوره:

 

 "ببین چگونه آسمان چشمان من پر از شهاب میشود!!"

"mO€"    

"هر کی خوابه خوش به حالش..ما به بیداری دچاریم"                         "I Hate YoOou"

"عشق پوچه..!"                                                                 "منو تنها نزار..رو قلبم پا نذار...!!"

 

 

با یه عالمه حرف دیگه...نمیدونم کجا بنویسمش..مدت هاست دلم میخواد یه جایی یادداشت کنم..

حالا باید یه جوری جاش کنم .......

کاسه ی صبر ندارم من،خیالتون راحت ،به جاش یه چاه صبر دارم!

صدای قدم های معلم در راهرو میپچه...نباید دیگه معطل کنم...تصمیم خودمو گرفتم..

قلم رو بالا بردم و نوکش رو به گونه های نیمکت کشیدم

بی درنگ این جمله با خط ظریفم روی میزم حک شد...

"گریه نکن،مگر نه اینکه عشق با اشک سخن می گوید؟!"

-برپا..!

باز هم از جام بلند نشدم..بی تفاوت نشستم و متوجه ورودش نمیشم.. که چی اومد که اومد

با همون صداش که همیشه برام مثه سوهان روح میمونه داد زد:

بلند شو برو بیرون..هیچ وقت به کلاس توجه نداری..برو بیرون!

 پ.ن :بیرون رفتنم کلی حال می ده ها.... (بین خودمون باشه)

+ چرك نويس شده توسط %كوچولوي جهنمي |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

می دانی ؟!!

من قصه های بسیاری

می دانم ...

قصه دخترکی که برای چیدن پونه

به صحرا رفت

وهیچوقت

برنگشت

قصه چو پانی که نــــــــی شد

قصه سروی که به خـــدا رسید

قصه آفتابگردانی که

ازدرد گردن مرد

امـــــــــــــــــــــــا

قــــصه خـــــودم را ...

بــگـــــــــــذریــم ...


گـــرچــه خـــامـــــوشـــــم

تـــــو مـپـنـدار نـمـــی ســــو زم

ایـــن خـــامـــــــــو شــــــی

آهِ تـنـــــــهـایــــی مــن اســــت


صفحه نخست
پست الکترونیک


حبس شدگان

.:انتقام نارنجی با طعم گیلاس:.
بی بارونی...بردیا
جک...پدرام
بچه هاي جهنمي
دختری از جنس مرگ... غزل عزیزم
آرشیو پیوندهای روزانه


جهنم گمشده

6/21/2008 - 7/21/2008

5/21/2008 - 6/20/2008
4/20/2008 - 5/20/2008
3/20/2008 - 4/19/2008
2/20/2008 - 3/19/2008
1/21/2008 - 2/19/2008



جهنمي شينان

.:من و علي:.
.:نوادگان 051 ..... امير:.
.:L.boy:.
.:شاهزاده عشق..... مريم:.
.:فاطمه:.
.:عشق سرگردان......ميلاد:.
.: mb:.
.:mb2 :.
.:فرياد خاطرات:.
.:كسي منو دوست نداره....ميلاد و منصور:.
.:قاطي پاتي:.
.:(*)شــــــــاعرانه ها(*):.
.:عاشقانه:.
.:دنياي عكس و موزيك سارا:.
๑۩๑.: مربع مستطیل عشق ๑۩๑ :.
ا.:لهي هيچ مسافري از رفيقاش جا نمونه....تافي جون:.
.:دل نوشته هاي من....:.
.:عشق من:.
.:شب تنهايي:.
.:اشكهايم را پاك كنيد:.
.:دردو دل عاشق و معشوق:.
.:سرخ:.
.:رقص چشمات:.
.:با برو بچ:.
.:عشق من لاريسا:.
.:دختر برفي:.
.:جادوگر افسانه ها....مريم:.
.:عاشقان ديوانه نيستند .....علي:.
.:صفاي وجودم دوست دارم:.
.:21.....آرتين و آروين وعرفان:.
.:عرفان:.
.:مينو جونم:.
.:حباب شيشه اي:.
.:تو را می خوانم:.
نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin